تبليغاتX
عاشقانه - توروخدا
آقا توروخدا این آدامس رو از من بخر ..

این < توروخدا > رو یواش تر توی سرم بکوب

بچه ی بی عاقبت چهارراههای بی امان فقر .

کودک نیش های آفتاب و خنجه های باد ...

آرام تر بکوب .

آنطرفتر .... نه آقا همین کنار ها نگه دارید

می خواهم عق بزنم ...

می خواهم برای تمام چیزهایی که

دارم

گریه کنم !

صدای ساز پدری که در ارکستر سمفونیک اتوبوس

برای یک نان سنگک و دو تا تخم مرغ

کلاه آبروی خویش را چه ارزان پیش پای من و تو فرومی آورد!

تقریبا دیوانه ام می کنند اینها

قدری یواش تر بکوبید .....

من طاقت این عدالت سنگین را ندارم

رفيق ... اينها درد دل نبود !

کسالت اعصاب هم ندارم ...

فقط خواستم دردم را معنا کنی ...

همين !
نوشته شده توسط علی کوچولو در شنبه سوم تیر 1385

 لينك مطلب      


Linkbox

 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by avaze-goo-aa.blogfa.com